بارون

آره بارون میومد خوب یادمه

مثل آخرای قصه اینکه آدم میره به رویا

آره بارون میومد

                         خوب یادمه

زیر لب زمزمه کردم کی میتونه دل دیونرو از من بگیره

اُنقدر باشه که من، دل و دستش بدم و چیزی نپرسه

دیگه حرفی نمونده بدو نگاهش

آره بارون میومد

                         خوب یادمه

یه غروب بود روی گونه هات دو قطره

که آخرش نگفتی بارونه یا اشک چشمات

دیگه فرقی نداره کار از این حرفها گذشت

و

دیگه قلبم سر جاش نیست

آره بارون میومد خوب یادمه

 

سلام به دوستان گلم ، امیدوارم که حال تک تکتون خوب باشه باز هم مثل همیشه تشکر میکنم از لطفی که دارین برای کامنتهای زیباتون ممنونم امیدوارم همیشه دلتون شاد باشه من سعی میکنم هفته ای یک بار بنویسم اما قول میدم بعداًٌ زود به زود آپدیت میکنم البته میخوام مطالب خوبی رو بنویسم که جالب باشه فقط یکم الان وضعییت روحی مناسبی ندارم با امید و توکل به خدا درست میشه ، همیشه به یادتون هستم برای همگی بهترینها رو آرزو میکنم.

 

 

اگر همیشه مطابق سلیقه و توقع دیگران زندگی کنید و در همه امور پیرو اصول

و قواعدی باشید که آنان به شما تلقین میکنند، از شادمانی و آسودگی محروم خواهید بود.

                                                                                                            (رابینز)                      

 

 

/ 34 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عاطفه

سلام دوست عزیز با کمال میل لینکتون کردم با سم خونه من و مرگل... هر وقت بروز شدی خبرم کن مرسی

جا مانده

دروغ بزرگ دیگری از جنبش سبزی ها زبانی که ترویج ناحق کند فروتر ز هر سگ که وق وق کند سگان بلکه هر گاه وق وق کنند به تسبیح خود ذکر حق حق کنند

روسو

درووووووووود! کلی از آسودگی و آرامش دور افتادم! فقط محض اینکه میخوام با اصول و قواعد خودم رفتار کنم! اونم بده!اینم بده! چی خوبه پس؟[چشمک]

mina kiani

گر من از سرزنش مدعيان انديشم شيوه ء مستى و رندى نرود از پيشم زهد رندان نوآموخته راهى بد نيست من كه بدنام جهانم چه صلاح انديشم شاه شوريده سران خوان من بى سامان را ز آن كه در كم خردى از همه عالم بيشم بر جبين نقش كن از خون دل من خالى تا بدانند كه قربان تو كافر كيشم اعتقادى بنما و بگذر بهر خدا تا درين خرقه ندانى كه چه نادرويشم شعر خونبار من اى باد بدان يار رسان كه ز مژگان سيه بر رگ جان زد نيشم من اگر باده خورم ورنه چه كارم با كس حافظ را ز خود و عارف وقت خويشم

مترسک ، نانی آزاد

و من برای تو مانده ام آری برای خودم نه برای تو برای هر دویمان که دیگر یک شده ایم نه در ظاهر در دل همه می بینند و می گویند آه اما من در پی یک نگاه تو بی تابم ای بیتای بی همتای من ای من من و دیگر هیچ

سارا

هنوز یه هفته نشده !!!؟؟ [متفکر]