با احترام

اکنون همه چیز برای انجام مشیت الهی راه می گشاید، و حق من در پر تو فیض، و به گونه ای معجزه آسا به من میرسد.

اینک گذشته ها و هر چه را که فرسوده تر و کهنه است کنار میگذارم.

باشد که نظم الهی در ذهن و تن و امورم برقرار گردد.

اینک همه چیز را از نو می سازم.

خیر و صلاح به ظاهر محالم، هم اکنون تحقق می یابد و آنچه غیر منتظره است رخ می دهد.

برای کامیابی خویش که چون گردبادی پیرامونم می چرخد سپاس میگذارم.

اگر مانعی بر سر راهم قرار گیرد، بی درنگ آن را می روبم. زیرا با جان جانان همراهم و مشیت الهی حیاتم را در پیش میگیرم.

اکنون که خون جوشان معنویت، درمن در فوران است , با هر وضعیت نه برابر که برترم.

آگاه از خیر و صلاح خویش، مجالهای بی پایان را دور میکنم.

اینک (نظم الهی) در ذهن و تن و امورم برقرار می شود.

در ساحت معنویت، رقابت معنا ندارد. آنچه حق من باشد، در پرتو عنایت به من عطا می شود.

اینک دروازه تقدیر را در برابرت گشوده ام که چون گشوده شود، احدی آنرا نخواهد بست ... زیرا میخکوبش کرده ام.

ورق تقدیر برگشته و اوضاع بر وقف مراد است.

گذشته خویش را به دور می افکنم و در اکنون شگفت انگیز زندگی میکنم، آنجا که هر روز شادمانیهایی شگفت انگیز و دور از انتظار در بر دارد.

در ذهن الهی فرصت گمشده وجود ندارد اگر دری بسته شود دری دیگر می گشاید.

اکنون نبوغ درونم عیان شده است تا تقدیر را به انجام برسانم.

خدا را شکر میکنم که حصارهای اریحا و هر چه تنگنا فرو ریخت و انگاره شکست و محدودیت و تهیدستی از ذهنم پاک شد.

مزرعه های تازه مشیت الهی در برابرم گشوده شده است و این مزرعه ها از محصول سفید شده اند.

اکنون با اقتدار و اراده ای مقاومت ناپذیر، آنچه را که حق الهی من است، از جوهر جهان به سوی خود می کشانم.

من در برابر این وضعیت مقاومت نمیکنم. آن را به دست عشق و خرد لاینتاهی می سپارم. بادا آنچه خدا میخواهد همان بشود.

/ 98 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عاطفه

سلام دوست خوبم چقدر متنت به دل میشینه امیدوارم سالی پر از آرامش داشته باشی ... منم بروزم بیا

رها

مرسی. پیشرفت کردی!

آن شرلی

قسمتی که بیشتر از همه دوسش داشتم زندگی کردن تو حال بود!! بسیار عالیه که قدر همین الان ، تک تک لحظه‌ها رو بدونیم [گل]

آن شرلی

ارده‌اتان فولادی... قدم‌هایتان استوار... [گل]

نانی آزاد

مدتیست مترسک به قلم دوستان آپ میشه و اینبار دوستی به نام منصور از ایل خودش سخن گفته ، قشقایی ها ، خوشحال میشم بیای و بخونی [گل]

سیده مریم

سلام . خوبید؟ چرا آپ نمیکنید؟

بی نام و نشون

سلام هوشیار دوست قدیمی خوب اگه بگم کی هستم و از خودم هیچ نام و نشونی جا نذاشته باشم مطمئنم که خیلی ناراحت میشی فقط بگم همه آرشیو هاتو خوندم از همه چیز با خبر هستم خیلی ناراحت شدم چون قبل از اون سالها تنهایی به یکی پناه بردی که اونم رفت خودت می دونی خیلی راه مونده تا به اون تک تک مسائلی که 6 سال پیش برای راهنمایی من میگفتی بهش برسی خیلی دوست داشتم ازت باخبر بشم اما نمیشه شرمنده یکی میشم که تا آخر عمر بهش تعهد دارم حتی به خودم اجازه ندادم بهت ایمیل بزنم باید بگم محمد که الان نوشتنشو میبینم خیلی خوشحالم هنوزم همون بزرگوار تا الان فهمیدی من کی هستم خیلی باهات حرف داشتم اما ای کاش میشد یه کم از اون حرفارو بهت بگم که بی معرفت ندونی منو میدونم که نمودونی اونم واسه قلبته مهربون برات همیشه آرزوی خوشبختی میکنم محمد خدافظ